عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
524
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
برخى از آنان كسى است كه كار زشت را بدل و دست و زبانش بد ميداند اين كسى است كه كليّهّ كردارهاى نيك را كامل كرده است برخى از آنان بدل و زبانش آن را بد ميداند لكن با دستش آن را وامى گذارد ( و در راه يارى دين حق قيام بسيف نمى كند ) اين كسى است كه از كارهاى نيك و بد خصلت چنگ زده و يكى را تباه كرده است و برخى از آنان آن زشت كارى را فقط با دلش بد ميداند و بدست و زبانش آن را ترك كننده است اين كسى است كه از سه خوى شريف و نيك يكى را گرفته و دو تا را تباه كرده و برخى از آنان اند كه بكلّى با دل و دست و زبانش منكر نهى از منكر است ( و هيچگاه بخاطر خدا بخشم نمى آيد ) پس اين كس مردهايست در ميان زندگان ( كه هيچ اثرى بر وجودش مترتّب نيست ) . 81 فيا عجبا و ما لى لا اعجب من خطاء هذه الأمّة على اختلاف حججها فى دياناتها لا يقتصّون اثر نبيّ و لا يقتدون به عمل وصّى و لا يؤمنون بغيب و لا يعفون عن عيب يعملون بالشّبهات و يسيرون فى الشّهوات المعروف فيهم ما عرفوا و المنكر عندهم ما انكروا مفزعهم فى المعضلات الى انفسهم و تعويلهم فى المباهات على آرائهم كأنّ كلّا منهم امام نفسه قد اخذ فيما يرى به غير وثيقات بيّنات و لا اسباب محكمات : من سخت در تعجّب و شگفتم و چرا كه متعجّب نباشم از خطا كارى اين امّت بر اختلاف حجّتهايشان در دياناتشان ( كه اغلب پوچ و نااستوار است ) اينان نه از دنبال پيمبرى راه بر مى دارند و نه كردار جانشين و وصّى پيمبر را پيروى ميكنند بغيب ( قيامت و حشر و نشر ) ايمان ندارند و از عيب كسى در نمى گذارند ( بلكه در صدد عيب جوئى هم بر مى آيند ) بامور شبهه ناك عمل ميكنند ( يا اين كه آيات و اخبار متشابهه را كار مى بندند و آيات محكمات واضحات را وامى گذارند ) و همواره بدنبال شهوات مى روند ، در نزد آنها خوب چيزى است كه خودشان آن را خوب شناسند و بد پيششان چيزى است كه خودشان آن را بد دانند شكايت گاه و بازگشتشان در امور پيچيده و دشوار بسوى خودشان مىباشد و در نادانستنيها تكيهگاهشان بر آراء و انديشههاى ( نارسا و سست ) خودشان است تو گوئى هر يك از اين امّت ( خيره چشم و خشن و نادان ) براى خودش امامى و پيشوائى است كه هر چه را درست مى بيند همان را مى پسندد و مى گيرد و بدون اين كه اسنادى روشن